۵ – از هرچه نمیتوانی تغییر دهی عبور کن

 

در این دنیا هر کس حکایتی دارد. این‌که کجا و چطور چشم به دنیا باز کرده، پدر و مادرش که هستند، سرد و گرم روزگار را چطور چشیده تا به این سن و سال رسیده، قصه‌ای است که برای هر کس یک طور نوشته شده.

می‌خواهم بگویم درزی (۱) ازل قبای زندگی هر کس را یک طور به قامتش بریده و اندازه کرده است. دارا یا ندار، محبوب یا مبغوض، درس‌خوانده یا نخوانده، در جنگ یا در صلح … 

همه‌ی ما به دنیا آمدن‌مان دست خودمان نبوده و کاری هم از دست‌مان بر نمی‌آید.

چو شه دید کان گفت بیغاره (۲) نیست / ز فرمانبری بنده را چاره نیست

راستش را بخواهید‌ علت انتخاب‌های نابرابری که در این دنیا جلوی راه‌مان قرار می‌گیرد، کجا و چطور روی خشت افتادن (۳) و چانه انداختن‌مان (۴) است

یکی را داده‌ای صد ناز و نعمت / یکی را قرص جو آلوده در خون

اما چیزی که هست، شب و روز همه‌ی ما ۲۴ ساعت است. و به همه‌مان نعمت «بودن» را داده‌اند. همه‌مان همین حالا و همین‌جا «هستیم».

و جدا ازهر قصه‌ای که برای ما نوشته شده، آن‌چه که هنوز نوشته نشده این است که ما تصمیم بگیریم بیرون از «بودن‌مان» چه کار کنیم. 

خیلی چیزها هست که در موردشان کاری از دست ما بر نمی‌آید. بنابراین بیایید تمام زورمان را روی آنچه می‌توانیم تغییر دهیم و بر آن اثر گذار باشیم خالی کنیم.

تو می‌توانی تمام باقی‌مانده‌ی عمرت را از آن‌چه که با آن به دنیا نیامده‌ای و موقعیت‌هایی که به جبر روزگار در آن قرار نگرفته‌ای، شکایت کنی. 

یا این‌که تمام زورت را صرف ساختن بهترین نمونه‌ی خودت در این جهان کنی.  

صنع را برترین نمونه توئی / خط بی چون و بی چگونه توئی


کلمه‌ها و ترکیب‌های تازه

۱ – خیاط

۲- ملامت و سرزنش

۳ – کنایه از متولد شدن

۴ – کنایه از مردن 

1 دیدگاه در “۵ – از هرچه نمیتوانی تغییر دهی عبور کن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.